ایلیاایلیا، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

ایلیا عشق مامان الی

خونه مامان جون

1390/6/12 10:20
نویسنده : مامان الی
519 بازدید
اشتراک گذاری

 زیبا

بعد از 2 ماه مامان الی مرخصی گرفت تا بریم خونه مامان جون

واسه 2 هفته بمونیم ولی بابایی چون کار داشت ما رو رسوند

و برگشت.

روز اول رفتیم دنبال تقاضای پاسپورت سامیار  و از فرداش هر

 روز مهمونی و بیرون، خیلی به سامی خوش گذشت .سامی

 عزیزم صبح که بیدار می شد توی حیاط آب بازی

 می کرد و مامان الی هم تند تند بهش صبحانه می داد ؛

 

بعد هم بازی و شیطونی تا ظهر که دایی اشکان و هدا میامدنزیبا

                         سامیار:دایی دایی دایی دایی ...........

                                  توتور توتور توتور ............

بعد هم توتور سواری و عشق وحالز

 چپ و راست هم میگفت هدا هدا

وقتی دایی آرش میامد داد میزدی

 آررررررررررررررررررررررررررررررررررری ،عمی(به ارشیا

میگی)

یه روز رفتیم خیاطی مردانه تا برات یه شلوار خوشگل بدوزه

زیبا

 

شب آخری که اونجا بودیم رفتیم عروسی یاسر،یه کم مریض

 بودی و نق نق میکردی ولی خوشبختانه بابا ساعت 10 اومد و

 سپردمت به بابایی .آقا سامیار با پیراهن و شلوار پارچه ای براق

 وکروات و موهای فشن چقدر دوست داشتنی تر از همیشه بودی.زیبا

 

سامیار  بگو  یاسر

شروع میکنی به سینه زدن آخه فکر میکنی یا حسین میگن

خلاصه اینکه حسابی به سامی کوچولو خوش

گذشت

زیبا

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (3)

بانو
9 مرداد 90 17:05
در تالار گفتمان بانوان عضو شوید http://banoo.rozblog.com/Forum
مامان ماهان
13 مرداد 90 9:09
الهی که همیشه خوووووووووووووش باشین عزیزم


مرسی عزیزم
مامان صدف
18 مرداد 90 11:11
سلام سامی جون. مرسی که به وبلاگ صدف سر زدی